تبلیغات
بچه مدرسه ای ها
 
بچه مدرسه ای ها
boy_school
 
 
یکشنبه 8 تیر 1393 :: نویسنده : محمدرضا صفری
جدیدترین عکس های خنده دار از نوشته های طنز (93)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 5 تیر 1393 :: نویسنده : محمدرضا صفری
در روز جمعه30/3/93 ساعت 3 بعدازظهر از در مدرسه ی اندیشه راه افتادیم و به سمت مشهد رفتیم. در شب اول اتوبوس هیچکدوم از بچه ها نخوابیده و نگذاشتند هیچ کس نیز بخوابد حتی سرپرست ها فردای ان روز بیشتر بچه ها خواب بودند چون که دیشب نخوابیده بودند و تا ظهر که به مشهد مقدس رسیدیم.

شنبه:بعد صرف ناهار در سالن غذا خوری مجتمع فاطمیه شیرازیها استراحت کردیم(ناهار چلو مرغ) و عصر نیز نماز مغرب و عشا در حرم اختیاری بود که بیشتر بچه ها رفتند و بعد از ان نیز هم میتوانستیم به خوابگاه برویم و هم میتوانستیم به بازار برویم یا در حرم بگردیم.(خوراک جوجه)

یکشنبه:صبح صبحانی کره مربا داشتیم وبعد از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر سرزمین ابی ایرانیان.نماز وناهار نیز در خود استخر خوانده و خورده شد(ناهار مرغ برگر بود) در راه امدن از استخر به طرف خوابگاه همه در اتوبوس خواب بودند.تا شب که در سالن غذا خوری غذا خورده شد(شام خوراک همبرگر بود)

دوشنبه:دوشنبه صبح همه ی بچه ها بازور بلند شدند و بعد از صرف صبحانه(حلوا ارده) به کانون انتظار رفتیم و در انجا با پرده خوانی و سخنان دو تن از روحانیون همراه با پذیرایی سرگرم شدیم ،سخنان مفید و قابل استفاده ای بود وبعد در سالن مجتمع ناهار را صرف کردیم(ناهار جوجه کباب بود).عصر نیز بچه ها ازاد بودند.شب نیز شام خوراک کتلت خوردیم

سه شنبه:صبح به همراه بچه ها و سرپرستان بعد از صرف صبحانه(حلوا ارده) به موزه ی استان مقدس رضوی رفته و ازانجا دیدن کردیمبعد از صرف ناهر(خورشت سبزی) به بازار بزرگ مرکزی رفتیم و خرید کردیم ، بعد نیز تا شام ازاد بودیم بعد شام نیز ازاد بودیم(شام ماکارانی)

چهارشنبه:بعد از اختتامیه در حرم اقا امام رضا و صرف ناهار به امید خدا بعد از تاخیراتوبوس در ساعت 4/5 بعد از ظهر راه افتاده و در ساعت4/5 بع از ظهر نیز به شیراز رسیدیم.





















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 خرداد 1393 :: نویسنده : محمدرضا صفری
عکس عکس زیر مربوط به یک فروشگاه اورکت در کپنهاگ دانمارک است که مالک آن در سال 1936 تصمیم گرفت با اقدامی بسیار عجیب، بزرگترین تبلیغی که ممکن بود را برای فروشگاه خود انجام دهد.
http://media.jamnews.ir/Ads/221012_124.jpg




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 10 خرداد 1393 :: نویسنده : محمدرضا صفری
یه روز یه اصفهانی با یه شیرازی میرن تو یه قنادی اصفهانی سه تا
شیرینی بلند میکنه میزاره تو جیبش. بعد میان بیرون اصفهانیه به شیرازیه میگه
ما اصفهانیا اینطوری هستیم شیرازیه میگه حالا میخوای بدونی ما چجوری هستیم
اصفهانیه میگه آره،دوتایی میرن تو قنادی شیرازیه به صاحب قنادی میگه میخواین براتون شعبده بازی کنم؟
میگن آره، شیرازیه یه شیریرنی بر میداره میخوره،دومیم میخوره،سومیم میخوره
صاحب قنادی میگه کجاش شعبده بازی بود.شیرینی هام کجاس؟
شیرازیه میگه میخوای بدونی؟! حالا توجیب اصفهانی رو نگاه کن.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 خرداد 1393 :: نویسنده : محمدرضا صفری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 خرداد 1393 :: نویسنده : محمدرضا صفری

.

شغل سابق فوتبالیست های ایرانی

.  .  .

از مسافر کشی علی کریمی تا پشم چینی مهدوی کیا

ستاره های فوتبال ایران از ابتدای تولد ثروتمند نبوده اند.

پیشرفت در فوتبال و بستن قرارداد با تیم های مختلف ایرانی و خارجی آنها را تبدیل به میلیاردر کرد.

سایت جام جم ورزشی

برخی از فوتبالیست های مشهور و ثروتمند برای اینکه به موقعیت کنونی برسند

- سختی های زیادی را تحمل کرده اند که تن دادن به کارهای سخت و طاقت فرسا

-در دوران جوانی بخشی از این سختی هاست.

یک سوال:
فکر می کنید فوتبالیست هایی که امروز پول پارو می کنند قبل از شهرت چه شغلی داشتند؟

رحمتی در ماشین می‌خوابید

سید مهدی رحمتی می گوید پیش از اینکه فوتبال بازی کند

- در خط راه آهن-خانی آباد مسافرکشی می کرده است.

او به دلیل پاره ای از مشکلات خانوادگی حتی بعضی شب‌ها مجبور بود

- در پیکان گوجه ای اش شب را صبح کند.

صادقی مسافرکشی می‌کرد

امیر حسین صادقی مدافع معروف استقلال هم مسافر کشی می کرد.

اودر سال ۷۹ و در دورانی که تیم در امید استقلال بازی می کرد

- همزمان در یک آژانس واقع در بهار شیراز کار می کرد تا بتواند

- خرج خود را در بیاورد. ماشین او یک پیکان خسته بود!

عنایتی، کارگر ساده

رضا عنایتی از گفتن واقعیت‌ها ابایی ندارد.

مهاجم فصل قبل صبا و این روزهای پدیده مشهد که رکورد گلزنی در تاریخ لیگ را مال خود کرده

- در سن ۱۵ سالگی در مشهد دست‌فروشی می‌کرد.

او بعدها به یکی از کارخانه‌های فرش‌بافی رفت و در آنجا کارگری کرد.

او بعدها تبدیل به ستاره ابومسلم شد و با حضور در استقلال و امارات پول‌های زیادی به جیب زد.

جادوگر(علی کریمی) مسافرکش

علی کریمی سال ۷۱ در کرج مسافرکشی می کرد.

او یک پیکان گوجه ای داشت. کریمی قبل و بعد از تمرین پرسپولیس با ماشین خود کار می کرد

- تا خرج خود را در بیاورد. نقل است زمانی که او به دفتر یکی از روزنامه های ورزشی رفته بود

- برای آنکه نشان دهد وضع مالی بسیار بدی دارد

- تمام دارایی اش را رو کرد که یک اسکناس هزار تومانی بود.

جوراب‌فروشی که مشهور شد

حسن خان محمدی ستاره سابق پرسپولیس که سال ها پیراهن این تیم را به تن کرد

- پیش از آنکه آدم معروفی شود مجبور بود با دست فروشی خرج خود را در بیاورد.

یکی از دوستان نزدیک او می گوید در ابتدای دهه ۷۰ خان محمدی در شهرک عربو سعادت آباد

-بساط جوراب فروشی راه می انداخت و مشتریان را روی هوا می‌زد!

مهدوی کیا، مهارت خاصی در پشم‌چینی دارد!

مهدی مهدوی کیا هنوز پشم های گوسفندان را می چیند.

او که پیش از تبدیل شدن به یک فوتبالیست معروف مجبور بود

- در مزرعه پدرش در روستای چشمه اراک کند، علاوه بر کارهای کشاورزی

- در دامداری هم فعالیت زیاد می‌کرد. دوستان نزدیک مهدوی کیا می‌گویند

- او حتی زمانیکه در آلمان بازی می‌کرد، در زمان تعطیلات به مزرعه پدرش سر می‌زد تا

- در امور به او کمک کند. می‌گویند مهدی در چیدن پشم‌های گوسفندان تبحر ویژه‌ای دارد!

بستنی آلاسکا

علی انصاریان مدافع سال های نه چندان دور پرسپولیس

- در زمان نوجوانی بستنی آلاسکا می فروخته است. انصاریان می گوید

-برای تامین هزینه های خودش چنین کاری می کرده است.

ستاره‌های شالیزار

شیث رضایی و مهرداد اولادی که هر دو اصلیتی مازندرانی دارند پیش از آنکه فوتبال بازی کنند

- مجبور بودند کشاورزی کنند. شیث در یکی از شهرهای ساری کشاوری می کرد

- و مهرداد اولادی در شالیزارهای قائمشهر. این دو الان به آب و نانی رسیده اند و

- کمتر راه شان به ولایت شان می افتد.البته محمد عباس زاده دیگر بازیکن پرسپولیس

- هنوز به شغل سابق خود وفادار است.

این بازیکن پرسپولیس هرگاه به زادگاهش برود در شالیزارها مشغول به کار می شود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمدرضا صفری
دیگه شد اخر سال از تجربیات معلم آزاری براتون بنویسم

فقط معلم های باجنبه بخونن

راه هایی 100% تضمین شده برای ذله كردن معلم ها. جمع آوری شده توسط كارشناسان خبره در این زمینه مدرسه اندیشه

1)روی اصطلاحات معلم تاکید کنید.

این روش خیلی خوبیه ما 4 تا معلم رو با این روش ناک اوت کردیم. انقدر حا ل میده که نگو.

2)سرکلاس هر 10 دقیقه یکبار بگید کلاس خسته کنندس.

3)با گلوی خودتان صدا در آورید.

البته این گزینه مهارت بسیار بالایی می خواهد. باید بتونی با گلوت آهنگ بزنی. اگر دو نفر در کلاس این کار را بکنند نتیجه بهتری می ده، اگر یکی از اونا حرف بزنه اون یکی صدا در می آورد.

4)از کوچکترین اشتباه معلم نگذرید.

5)آنقدر ایراد های بنی اسرائیلی بگیرید تا کلافه شود.

6)با استفاده از خودکار های فشاری صدای تق تق در آورید.

این یکی از بهترین و راحت ترین روش هاست. روی همه ی معلم ها جواب میدهد. تضمین شدس.

7)با پا صدای دویدنه اسب در آورید.

البته این هم کمی سخت است. با پا روی میله ی جلویی نیمکت بکوبید.

دفتر یا کتاب هایتان را دیر در بیاورید.

8)اگه معلم گفت کتاب یا دفتر ها رو میز تا من ببینم. وقتی معلم به سر میز شما رسید تازه شروع کنید به در آوردن دفتر.

9)انواع تلگراف ها را سر کلاس برای دوستانتان بفرستید.

البته باید مواظب باشید که معلم نتونه ورق ها را پیدا کنه.

10) بازی کی کجا سره کلاس بازی کنید.

11)سره کلاس جاتون را دم به دقیقه عوض کنید.

بدون شرح

12)استفاده از مداد وقتی معلم میگوید از خودکار استفاده کنید.

13)گزینه ی قبلی رو با این عوض کنید:

(استفاده از رنگ های تند برای جواب دادن به سوالات امتحان.)

14) مدام از دبیر سال قبلتون در همون درس در مقابل دبیرتان تعریف کنید.

15)مدام بگویید معلم سال قبل این جوری می گفت.

البته این بیشتر روی معلم های فیزیک و ریاضی جواب میده.

16)سر کلاس مرتب آه بکشید.

17)از روش های معلمتان استفاده نکنید.

این هم بیشتر روی معلم های ریاضی و فیزیک جواب میدهد . اگر مسئله ای دو راه حل دارد راه حلی را که معلم گفته انجام ندهید.

1وقتی معلم داخل کلاس شد نا منظم جلوش بلند شوید.

مثلا 10 نفر بایستند بقیه نشسته باشند اون هایی که ایستادن بشینن و بقیه بلند شوند.

19)وقتی معلم از کلاس خارج شد جیغ و هورا کشید.

20)سر کلاس نارنگی، خیار و انواع خوراکی های بودار بخورید.

البته باید مواظب باشید که معلم نفهمه که کی داره می خوره و گر نه حسابتون با کرام الکاتبینه.

21) روی صندلی معلم جوهر ریزید تا لباسش جوهری بشه.

البته این روش یه کم ناجوانمردانس.

22)با یک کیسه پلاستیک صدای خش خش تولید کنید.

23)سر کلاس شعر (آهنگ) زمزمه کنید.

24)تخته پاکن کلاس را مفقود الاثر کنید.

سر کلاس موقع احتیاج به تخته پاکن در به در دنبالش بگردید.معلم جوش میاره.

25)بعد از رفتن سر تخته و کار با گچ از معلم بخواهید بگذارد بروید و دستانتون رو بشورید.

26)سر کلاس مدام نچ نچ کنید

27)موقع پرسیدن درس به طور آشکارا به دوستتان تقلب برسانید.

البته این گزینه هم مهارت بسیاری می خواهدکه این شخص حقیر با تمرین و ریاضت بسیار در آن به کمال رسیدم.شما باید جوری تقلب بدهید که معلم متوجه شود اما نتواند ثابت کند.

 28)نیمکت ها را با پا به جلو هل دهید و عقب بکشید

در این صورت نیمکت ها هی جلو عقب میرود و معلم حرص می خورد.

29)سر کلاس آدامس بجوید.

اگه آدامس رو بتركونید نتیجه بهتری دارد.

30) توی مدرسه شیشه عطر مشهدی ببرید و كاری كنید كه ناگهانی سر كلاس معلم مورد نظر بشكنه.

معلم از بوی زیاد عطر منفجر میشه.

31) سر كلاس بادكنك باد كنید و بتركانید.

معلم با منفجر شدن بادكنك خودش هم منفجر میشه.

32)هر روز یكی از دانش آموزان اعلام كنه كه روز تولدشه و كلاس رو بهم بریزه.

33)از معلم سوال های بی جا بكنید.

مثلا سوال درباره ی تعداد بچه هایش، جنسیت آنها، روز تولدش و …..

34)سر كلاس نقاشی بكشید و آخر زنگ از معلم درباره ی آن نظر بخواهید.

اگه نقاشی كمی(بفهمی نفهمی)به معلم شباهت داشته باشه نتیجه بهتری دارد.

35)هر اشتباهی از معلم سر زد بلافاصله به دفتر مدیر رفته و با مدیر در جریان بگذارید.

البته باید برای اثبات اشتباهات معلم شاهد داشته باشید.

36)وقتی معلم شما رو به پای تخته فرا میخواند خرامان خرامان راه برید

یعنی آهسته و آرام

37) وقتی میخواید با معلم صحبت كنید بگید شرمنده در مقابل شما اظهار نظر میكنم.

متوجه تیكه شما میشه. هرچی باشه معلمه و باهوش

3 اداش رو در آورید.

از طریق چاپلوسای كلاس به گوشش میرسه ولی چون نمیخواد جاسوسش لو بره به رو نمیاره.

39)با دستتون روی نیمكت ریتم بگیرید.

40) هر 10 دقیقه یه بار چه وسط درس دادن چه درس پرسیدن فریاد بزنید: «برای رهایی دانش آموزان از دست ستمگران صلوات»

41)5 دقیقه یه بار از معلم تقاضای وقت استراحت بكنید.

42)سوال های بی جا بپرسید.

این گزینه برای معلم های دینی است

43)پشت سر معلم وارد كلاس بشید.

البته مواظب باشید تاخیرتون بیش از یه ثانیه نشه كه اون وقت باید یه لنگه پا پشت در كلاس بایستید.

44)این جمله رو یك بار كه شده سر كلاس به زبا بیاورید:« استاد! زمان شما نمره 20 الكی می دادن؟ چون همه معلما میگن ما همیشه نمره هامون 20 بود»

45 )جمله بالا رو این گونه ادا كنید:« آیا در دوره ی شما به جز نمره ی 20 نمره ی دیگری نبوده كه همه ی معلم ها مدعی هستن هیچ نمره ی دیگری به جز 20 نگرفتن؟»

46)اگه معلمتون بهتون مطالب بیش از كتاب داد اعتراض كنید

47) اگه معلمتون فقط در حد كتاب با شما كار میكرد اعتراض كنید.

48) اصلا فقط اعتراض كنید.

49) سر كلاس با صدایی كه معلم بشنوه نجوا كنید كه ای كاش فلانی معلمون بود.

50)سر كلاس به معلم زیر لب بگویید: گاو

زیاد روی این گزینه تاكید نمیكنم

52) روی معلم ها لقب بزارید

مثلا ما روی یكی از معلم ها لقب بوقلمون گذاشته و به محض ورود او به كلاس صدای بوقلمون در می آوریم.

53)از معلم تقاضا كنید این جلسه فقط درس بدهد و جلسه ی دیگه فقط بپرسد.اما جلسه ی بعد بزنید زیر همه چیز.

54) به محض ورود معلم به كلاس با لحن كش داری این جمله را تكرار كنید.

((معلم عزیز به كلاس مثلا" سوم پنج مدرسه ی *اندیشه* خوش آمدید.))

البته یه كم بچگانه می باشدو پیش نهاد میكنم كمتر از این گزینه استفاده كنید.

55) به صورت ناگهانی و ناخودآگاه موقع صدا كردن معلم برای جواب دادن به درس یكیاز دانش آموزان به دل دردی وحشتناك دچار بشود.

هرچه پیاز داغش بیشتر وقت تلف كردن بیشتر(ضرب المثلی شد برا خودش)

56) برگه های امتحانی رو بدزدید.

شما میتوانید بعد از دادن امتحان سر معلم را گرم كرده و برگه های امتحانی رو از روی میز گلابی كنید. اجی مجی؟ لاترجی

57) برگه برای دادن امتحان درآورید امّا امتحان ندهید. همگی دست به سینه سر كلاس بنشینید

یه حالی میده. معلم دلش میخواد خودشو بكشه.

58) سر كلاس بحث احكام باز كنید.

سر كلاس های دینی كه درس هم نخوندید یه حالی میده.

59)دربارهی هر كار معلم اظهار نظر كنید.

مثلا بگویید این كار برای سن شما سخت است.

60) سر كلاس جك بگویید.

61)سر كلاس معمایی بگویید و از معلم خواهش كنید حل كند. پس از حل كردن به معلم بگویید جواب معما رو خودتان نیز بلد نیستید.

فقط وقت تلف میشه

62)یك نسخه از این مطلب را به معلمتان هدیه كنید.

1_اواخر سال اقدام به این كار كنید.

2_معلم متوجه نشود فرستنده ی این مطلب چه كسی بوده.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمدرضا صفری


معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:

اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم. (علق: ۱ـ ۵)

بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کریمترین است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمی دانست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


من دانش اموز مدرسه نمونه دولتی ناحیه 3 هستم. . و دلیل انتشار این وب لاگ ارائه مطلب هرچند اندک است. در این وبلاگ به مطالب طنز مطالب مذهبی و ....اشاره شده. میدانم که بدون کمک شما نمیتوانم این وبلاگ را اداره کنم پس میتوانید با فرستادن مطالب خود به من کمک کنید.
یا حق

مدیر وبلاگ : محمدرضا صفری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز



كد ماوس

 !-- Payam form by www.1abzar.com ---> . حباب:

دریافت کد پرواز حباب ها

sza(راهی به سوی اسمان)

' dir="ltr" >